فرشته کوچولوی من
امروز مامان جون اومد خونمون و با کمک مامان جون گذاشتیمت تو روروئک ، نوک انگشتات به زمین میرسید با کمک یه متکای کوچولو تو روروئک نشوندیمت نمی تونستی پا بزنی اما همینکه روروئکت واست آهنگ میزد کلی سرگرم شده بودی و با تعجب به چراغای رنگی که روشن و خاموش میشد نگاه میکردی تقریبا یه یک ساعتی سرگرم بودی تا خسته شدی و خوابیدی
.gif)
بعدازظهر با مامان جون رفتیم بیرون و بابایی مخلوط دعوتمون کرد و بعدشرفتیم پارک ولی چون هوا سرد بود زودی برگشتیم خونه . قربونت بره مامانی مثل پسرای گل بعد از اینکه پوشکتو عوض کردم و شیر خوردی آروم تو گهواره ات خوابیدی الان هم بغل دستم مثل فرشته ها لا لا کردی نفس مامان
اینم چندتا از عکسات با روروئک


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


فرشته کوچولوی من
